الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
140
كفاية الأصول ( فارسى )
معانى مجازى ، تعيّن يابد . نتيجه اينكه : جملهء ( يغتسل ) و ( يتوضّا ) و . . . علىاىّحال ، دلالت بر وجوب غسل و وضو دارد ، خواه به نحو حقيقت باشد يا به نحو مجاز . * پس مراد از ( فافهم ) در پايان متن چيست ؟ شايد اشاره به اين باشد كه مسئله شدت مناسبت و اولويت و اقرب المجاز است ، بودن يك سلسله وجوه استحسانى ظنى است و لذا با ترجيحات ظنّى عقلى سازگار است اين وجوه اعتبارى ندارند ، مگر اينكه به درجهء ظهور برسند ، و بر متفاهم عرفى وجوب دلالت كند كه در اين صورت داراى ارزش و اعتبار خواهد بود . پس : بيان سوّم فاقد اعتبار است و عمده همان وجه اوّل و دوّم است كه بحثش گذشت . * * *